منظور از ریسک به ریوارد چیست؟
وقتی پای معامله در بازار فارکس به میان میآید، یک سؤال اساسی همیشه باید در ذهنتان باشد: آیا ریسکی که میپذیرم، به سودی که انتظار دارم میارزد؟ اگر برای اندازهگیری دقیق ریسک و بازدهتان معیار مشخصی نداشته باشید، خیلی راحت ممکن است دچار خطا شوید؛ از پیگیری سودهای غیرواقعی گرفته تا ورود به موقعیتهایی که بیشتر از اینکه سودآور باشند، دردسرآفریناند.
نسبت ریسک به بازده چیست
نسبت ریسک به بازده (Risk/Reward Ratio) معیاری است که نشان میدهد در هر معامله، در برابر چه میزان ریسک، چه مقدار سود انتظار دارید.
مثلاً اگر نسبتتان ۱:۲ باشد، یعنی حاضر هستید برای بهدست آوردن ۲ دلار، ۱ دلار ریسک کنید. یعنی سود احتمالی شما دو برابر ضررتان خواهد بود. این یک معیار ساده اما بسیار مؤثر است برای اینکه بدانید آیا یک معامله “ارزش امتحان کردن” دارد یا نه.
این نسبت از دو بخش کلیدی تشکیل شده:
- ریسک: مقدار ضرری که در صورت اشتباه بودن تحلیلتان ممکن است متحمل شوید. این مقدار معمولاً با تعیین حد ضرر (Stop-Loss) کنترل میشود.
- بازده: میزان سودی که در صورت درست پیش رفتن تحلیلتان میتوانید بهدست آورید. این مقدار را با تعیین حد سود (Take-Profit یا Target) مشخص میکنید.

دلایل اهمیت ریسک به ریوارد
۱. انتخاب معاملات منطقی و بهصرفه
زمانی که فقط معاملاتی را انجام میدهید که در آنها سود احتمالی از ریسک بیشتر است، در بلندمدت شانس سودآوری بیشتری خواهید داشت
۲. سودآوری حتی با نرخ برد پایین
مثلاً اگر نسبت ریسک به ریوارد شما ۱:۳ باشد، حتی با برد ۳۳٪ هم ممکن است در نهایت به سود برسید. برای مثال، در ۱۰ معامله، اگر ۳ معامله سودده باشد و ۷ معامله ضرر، باز هم به دلیل اینکه سودها بزرگتر از ضررها هستند، در مجموع مثبت خواهید بود.
۳. تعیین نرخ برد لازم برای سر به سر شدن
هرچه نسبت ریسک به ریوارد بالاتر باشد، نرخ برد کمتری برای سوددهی لازم است.
۴. مزایای روانی و استراتژیک
وقتی نسبت ریسک به ریوارد بالاست، حتی اگر تعداد معاملات موفق کمتر باشد، باز هم ذهنیت آرامتری خواهید داشت چون با هر برد، بخش بزرگی از ضررها جبران میشود. البته این مسئله دو طرفه است: نسبتهای بالا اغلب باعث میشوند معاملات کمتری به هدف برسند و معاملهگر با احساسات بیشتری درگیر شود.
نسبتهای رایج ریسک به بازده در فارکس
در معاملات فارکس، نسبتهای ریسک به بازده مثل ۱:۱، ۱:۲ یا ۱:۳ حکم یک معیار راهنما را دارند. یعنی با این نسبتها میسنجید که در برابر چه میزان ضرر احتمالی، دنبال چه مقدار سود هستید.
- نسبت ۱:۱ یعنی سود و ضرر احتمالیتان برابر است. اگر یک واحد ریسک میکنید، انتظار همان یک واحد سود دارید. این روش بیشتر مناسب معاملهگرانی است که بهدنبال تعداد بردهای بیشتر هستند، حتی اگر مقدار هر برد زیاد نباشد.
- نسبت ۱:۲ یعنی بهازای ریسک ۱ واحد، به دنبال ۲ واحد سود هستید. این حالت برای خیلیها تعادل خوبی دارد؛ نه ریسک خیلی زیاد است، نه سود خیلی کم.
- نسبت ۱:۳ یعنی ریسک کمتر در برابر سود بیشتر. اما باید توجه داشته باشید که رسیدن به سودهای بزرگتر زمان و تحلیل دقیقتری میطلبد. چون هرچقدر نسبت بالاتر برود، احتمال رسیدن قیمت به حد سود هم کمتر میشود.
پس پیدا کردن نسبت مناسب بستگی به سبک معاملهگری شما دارد: اگر صبر و تحلیل بیشتری دارید، شاید نسبتهای بزرگتر به کارتان بیاید؛ اما اگر دنبال معاملات کوتاهمدت و سریع هستید، شاید نسبتهای پایینتر برایتان منطقیتر باشد.

نحوه محاسبه ریسک به ریوارد
برای محاسبه نسبت ریسک به بازده، فرمول سادهای وجود دارد که میتواند راهنمای خوبی برای تصمیمگیری در معاملات باشد:
نسبت ریسک به بازده = میزان سود احتمالی ÷ مقدار ریسک احتمالی
حالا برای استفاده از این فرمول، کافی است دو مقدار کلیدی را داشته باشید:
ریسک: فاصله قیمتی بین نقطه ورود شما و حد ضرر (Stop-Loss) که مشخص میکند چقدر حاضر هستید در صورت حرکت نامطلوب بازار، متحمل ضرر شوید.
بازده: فاصله قیمتی بین نقطه ورود و حد سود (Target) که نشاندهنده میزان سود احتمالی شماست.
بیایید این موضوع را با یک مثال ساده روشن کنیم: فرض کنید جفتارزی را در قیمت ۱.۱۰۰۰ خرید میکنید. حد ضرر خود را روی ۱.۰۹۵۰ قرار میدهید، یعنی ریسک شما ۵۰ پیپ است. حد سود را هم روی ۱.۱۱۰۰ گذاشتهاید، یعنی انتظار سود ۱۰۰ پیپ دارید. حالا کافیست این اعداد را در فرمول قرار دهید:
نسبت = ۱۰۰ (سود احتمالی) ÷ ۵۰ (ریسک احتمالی) = ۲
این یعنی نسبت ریسک به بازده شما برابر ۱:۲ است؛ یعنی به ازای هر واحد ریسک، دو واحد سود انتظار دارید.
برای اینکه بتوانید این نسبت را دقیقتر تعیین کنید، بهتر است مراحل زیر را دنبال کنید:
- تعیین نقطه ورود: با تحلیلهای فنی یا بنیادی، قیمت مناسب ورود به معامله را مشخص کنید.
- تعیین حد ضرر: تصمیم بگیرید تا چه حد مایلید ضرر را تحمل کنید و حد ضرر را مطابق آن تعیین کنید.
- تعیین حد سود: نقطهای را مشخص کنید که قصد دارید معامله را با سود ببندید.
- ارزیابی نهایی: بررسی کنید آیا نسبت ریسک به بازده بهدستآمده منطقی است و با استراتژی کلی معاملاتی شما همخوانی دارد یا خیر.
با این روش، نه تنها میتوانید معاملات خود را به شکل هوشمندانهتری مدیریت کنید، بلکه از اشتباهات ناشی از هیجان یا تصمیمگیری شتابزده هم جلوگیری خواهید کرد. این یعنی یک گام بزرگ به سمت معاملهگری موفقتر و پایدارتر.

اندیکاتورهای تخصصی برای محاسبه و نمایش نسبت ریسک به ریوارد
صرفاً دانستن نسبت ریسک به ریوارد (Risk-Reward Ratio) کافی نیست؛ بلکه مشاهده، تحلیل و مدیریت آن بهصورت لحظهای اهمیت دارد. برای همین، پلتفرمهای معاملاتی ابزارهایی طراحی کردهاند که به معاملهگران کمک میکند این نسبت را در هر لحظه مشاهده و مدیریت کنند:
۱. اندیکاتور Position Size/Risk Reward برای متاتریدر (MT4/MT5)
این ابزار از محبوبترین افزونههای موجود در متاتریدر است که امکانات زیر را در اختیار شما میگذارد:
- رسم ناحیههای حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) بهصورت گرافیکی روی نمودار.
- محاسبه خودکار حجم مناسب پوزیشن بر اساس درصد ریسک مشخص شده (مثلاً ۱٪ از کل سرمایه).
- نمایش نسبت دقیق ریسک به ریوارد در قالب عدد و گراف.
- قابلیت تنظیم برای جفتارزها و داراییهای مختلف با در نظر گرفتن اسپرد و سواپ.
این ابزار بهخصوص برای تریدرهایی که مدیریت سرمایه حرفهای را رعایت میکنند ضروری است.
۲. Risk Reward Tool در پلتفرم TradingView
TradingView ابزار اختصاصی و بصری برای اندازهگیری نسبت ریسک به ریوارد دارد که نیازی به نصب اندیکاتور مجزا ندارد:
- تنظیم ساده: تنها کافی است نقطه ورود، حد ضرر و حد سود را مشخص کنید تا ناحیههای رنگی (قرمز برای ریسک و سبز برای سود) بهطور خودکار روی نمودار نمایش داده شوند.
- محاسبه خودکار: نسبت عددی و میزان پیپ یا درصد سود و ضرر بهصورت لحظهای نمایش داده میشود.
- مناسب برای انواع استراتژی: از اسکالپ گرفته تا سوئینگ و پوزیشن تریدینگ.
ویژگی خاص TradingView در این ابزار، سادگی استفاده و شفافیت دیداری آن است، بهطوری که برای تازهکارها هم قابل فهم و کاربردی است.
۳. اندیکاتورهای شخصیسازیشده (Custom Risk-Reward Indicators)
معاملهگران حرفهای یا کسانی که با استراتژیهای اختصاصی کار میکنند، گاهی نیاز دارند اندیکاتور مخصوص خود را طراحی یا تهیه کنند:
- تنظیم نسبت دلخواه بر اساس درصد یا پیپ.
- افزودن هشدارهای خودکار (مثلاً زمانی که نسبت به زیر ۱:۲ برسد).
- نمایش تعداد معاملات باز، مجموع ریسک و مجموع پاداش بالقوه بهصورت لحظهای.
- امکان اتصال به اکسپرت یا ربات معاملاتی برای مدیریت پوزیشن بهصورت خودکار.

استراتژیهای عملی مبتنی بر نسبت ریسک به ریوارد
۱. استراتژی ریسک به ریوارد ثابت (Fixed Risk-Reward Ratio)
در این روش، معاملهگر پیش از ورود به بازار نسبت مشخصی بین حد ضرر و حد سود برای تمام معاملات خود تعیین میکند. بهعنوان مثال، ممکن است همیشه با نسبت ۱:۲ یا ۱:۳ معامله کند. مزیت اصلی این شیوه، سادگی در مدیریت معاملات و کنترل بهتر احساسات است؛ زیرا نیازی به تصمیمگیریهای لحظهای درباره نسبت ریسک به ریوارد وجود ندارد. البته محدودیت آن هم این است که شرایط بازار همیشه یکسان نیست و ممکن است نسبت ثابت در برخی موقعیتها بهینه نباشد.
۲. استراتژی ریسک به ریوارد پویا (Dynamic Risk-Reward Ratio)
در این سبک، معاملهگر نسبت ریسک به ریوارد را بسته به وضعیت بازار و تایمفریم انتخاب میکند. بهطور مثال، در بازارهای پرنوسان که حرکات قیمت بزرگتر است، ممکن است نسبت ۱:۴ یا حتی ۱:۵ تعیین کند و در بازارهای آرام به نسبتهای کوتاهتری مثل ۱:۱.۵ یا ۱:۲ بسنده کند. مزیت این روش، انعطافپذیری بالاست اما نیاز به تجربه و مهارت بیشتری دارد تا معاملهگر بتواند متناسب با شرایط، نسبت مناسب را انتخاب کند.
۳. استراتژی ترکیبی با مدیریت حجم پوزیشن (Risk-Reward + Position Sizing)
در این رویکرد، معاملهگر علاوه بر توجه به نسبت ریسک به ریوارد، حجم معامله (Position Size) را نیز بهصورت پویا تنظیم میکند. برای مثال، در شرایطی که احتمال موفقیت معامله بالاتر است، حجم معامله را اندکی افزایش میدهد و در موقعیتهای پرریسک حجم را کاهش میدهد تا ریسک کلی روی حساب کنترل شود. این روش ترکیبی، یکی از حرفهایترین شیوههای مدیریت ریسک به شمار میآید و به حفظ تعادل بین ریسک و بازدهی در طولانیمدت کمک شایانی میکند.
نکات کلیدی در انتخاب نسبت ریسک به ریوارد مناسب
انتخاب نسبت ریسک به ریوارد، ارتباط مستقیم با سبک معاملاتی شما دارد. معاملهگران اسکالپ که بهدنبال حرکات سریع و کوچک هستند، معمولا از نسبتهای ۱:۱ یا حتی کمتر استفاده میکنند، زیرا در این سبک هزینههایی مانند اسپرد و کمیسیون نقش بیشتری دارد. برای معاملات روزانه یا اینترادی، نسبت ۱:۲ توصیه میشود که تعادل مناسبی میان سرعت معامله و بازده ایجاد میکند.
در معاملات سوئینگ که روی حرکات میانمدت تمرکز دارد، نسبتهای بالاتر مانند ۱:۳ تا ۱:۵ کاربرد بیشتری دارد و بههمین ترتیب در پوزیشن تریدینگ، معاملهگران حرفهای نسبتهایی از ۱:۴ تا حتی ۱:۱۰ را در نظر میگیرند تا ریسک کمتری در معاملات بلندمدت متحمل شوند. نکته مهم این است که هیچ نسبت ثابتی برای همه وجود ندارد؛ بلکه باید آن را بر اساس استراتژی، تایمفریم و شخصیت معاملهگر تنظیم کرد.

رابطه ویت ریت و ریسک به ریوارد
درک ارتباط بین وین ریت (Win Rate) و نسبت ریسک به ریوارد (Risk-Reward Ratio) یکی از اصول پایهای در معاملات فارکس بهشمار میآید. هر معاملهگر باید بداند برای حفظ تعادل حساب معاملاتی خود، با توجه به نسبتی که میان ریسک و سود احتمالی تعیین میکند، به چه درصدی از معاملات موفق نیاز دارد.
میان درصد معاملات موفق (Win Rate) و نسبت ریسک به ریوارد همیشه یک بدهبستان طبیعی وجود دارد. هرچه حد سود کوچکتر و حد ضرر کوتاهتر تعیین شود، احتمال موفقیت معاملات بیشتر است؛ اما در مقابل، سود هر معامله کاهش مییابد.
برعکس، اگر حد سود را دورتر و حد ضرر را نزدیکتر تنظیم کنید، ممکن است تعداد معاملات موفق کمتر شود، ولی در عوض هر معامله سودآور، بازدهی بالاتری به همراه خواهد داشت.
این انتخاب کاملاً به سبک معاملهگر بستگی دارد: ترجیح میدهید بیشتر معاملاتتان سودهای کوچک بدهد یا تعداد کمتری معامله انجام دهید اما با سودهای بزرگتر؟ این یعنی تنظیم Win Rate و ریسک به ریوارد باید متناسب با روحیه و هدف شما در بازار طراحی شود.
به زبان سادهتر:
وقتی در یک معامله نسبت ریسک به ریوارد را ۱ به ۳ در نظر میگیرید، به این معنی است که در صورت موفقیت، سودتان سه برابر ضرر احتمالی خواهد بود. در چنین شرایطی حتی اگر از هر چهار معامله، فقط یکی به هدف سود برسد و سه معامله دیگر با ضرر بسته شوند، همچنان موجودی شما به نقطه سربهسر میرسد. به بیان دیگر، حداقل وین ریت لازم برای حفظ تعادل با نسبت ۱:۳، حدود ۲۵٪ است.
هرچه نسبت ریسک به ریوارد را بزرگتر انتخاب کنید، یعنی سود احتمالی را در مقایسه با ضرر احتمالی افزایش دهید، طبیعی است که میزان وین ریت مورد نیاز کاهش پیدا میکند. این موضوع به معاملهگر کمک میکند فشار روانی کمتری بابت تعداد معاملات برنده داشته باشد، چون میداند حتی با درصد برد پایین، باز هم در بلندمدت میتواند سودآور باقی بماند.
ویژه: استراتژی ترید در جهت روند
برای درک بهتر این رابطه، به جدول زیر توجه کنید:
نسبت ریسک به ریوارد | حداقل وین ریت مورد نیاز برای سربهسر شدن |
۱:۱ | ۵۰٪ |
۱:۲ | ۳۳٪ |
۱:۳ | ۲۵٪ |
۱:۴ | ۲۰٪ |
۱:۵ | ۱۷٪ |

سوالات تخصصی
1. آیا نسبت ریسک به ریوارد بهتنهایی معیار مناسبی برای انتخاب معامله است؟
خیر؛ باید در کنار آن فاکتورهایی مثل نرخ برد (Win Rate) و احتمال وقوع سناریو نیز بررسی شود.
2. در بازارهای نوسانی (Range Market)، استفاده از نسبت ریسک به ریوارد بالاتر از ۱:۲ منطقی است؟
خیر؛ در بازارهای رنج، نسبتهای پایینتر مثل ۱:۱ یا ۱:۱.۵ کاربردیتر است زیرا حرکات محدود هستند.
3. چگونه تغییر نرخ برد روی نسبت ریسک به ریوارد بهینه تأثیر میگذارد؟
هرچه نرخ برد کمتر باشد، معاملهگر نیازمند نسبت ریسک به ریوارد بالاتری برای حفظ سودآوری است.
4. آیا در اسکالپینگ هم باید به نسبت ریسک به ریوارد توجه کرد؟
بله؛ حتی در اسکالپ با هدفگیری سودهای کوچک، نسبت ریسک به ریوارد مناسب باید رعایت شود.
5. رابطه نسبت ریسک به ریوارد با حداکثر کاهش سرمایه (Drawdown) چیست؟
نسبت ریسک به ریوارد مطلوب، موجب کاهش Drawdown و بهبود پایداری حساب در بلندمدت میشود.
6. آیا نسبت ریسک به ریوارد در معاملات الگوریتمی نیز اهمیت دارد؟
بله؛ در الگوریتمهای معاملاتی نیز نسبت ریسک به ریوارد یکی از پارامترهای کلیدی برای تنظیم استراتژی است.
7. چرا برخی معاملهگران عمداً نسبت ریسک به ریوارد پایینتر از ۱ را انتخاب میکنند؟
بهدلیل نرخ برد بسیار بالا در برخی استراتژیها (مثل Grid یا Martingale) که نسبتهای کمتر را توجیهپذیر میکند.
بیشتر بدانید: همبستگی بین جفت ارزها
نتیجهگیری
نسبت ریسک به ریوارد یکی از بنیادیترین ابزارهای مدیریت سرمایه در بازارهای مالی است که به معاملهگر کمک میکند پیش از ورود به هر معامله، میزان سود احتمالی را در برابر زیان احتمالی ارزیابی کند. رعایت این نسبت باعث میشود حتی با درصد بالایی از معاملات ناموفق، در مجموع به سود برسید. اهمیت این مفهوم به حدی است که بسیاری از معاملهگران حرفهای، آن را معیار اصلی ورود به معامله میدانند و بدون داشتن نسبت ریسک به ریوارد مطلوب، وارد هیچ موقعیتی نمیشوند.
b2check – آموزش تخصصی بازارهای مالی